خانه / شعر / شعر شبی دیگر

شعر شبی دیگر

بازم شبی دگر شد
شعرم دوباره نو شد

تصویر تو زیادم
همچون پیاله پر شد

تا کی به خو بگویی
این نیز سهم ما شد

ان کس که رفت اکنون
سید جزامیا شد

تا کی دل غربیبت
با یک ترانه دل شد

تصویر تو مجاز است
جامی دوباره پر شد

مستی کجا در این جا
شعرم دوباره غم شد

مِی سهم تو نبوده
جام عقاقیا شد

رفتم از این هیاهو
رفتن نصیب ما شد

رفتن که سخت آسان
رفتی و ماجرا شد


۱۳۹۵/۰۸/۲۱
@poemsecom

درباره ی poemse

مهندس صنایع هستم گاهی طراحی سایت می کنم علاقه زیادی به نوشتن دارم گاهی چند بیتی شعر می گم

مطلب پیشنهادی

شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

#شعر راز پر رازم پر دردم زمین را گاز می گیرم به خون اغشته ام …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو − 2 =