شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

شعر
0

#شعر راز پر رازم پر دردم زمین را گاز می گیرم به خون اغشته ام اما دعای شکر می گیرم **** چقد زندان چقد رندان تمام عالمان نادان در این دنیای پوسیده همه خوشحال در زندان **** دلم خوش بود ماهی هست دل مردم کمی شاد هست ولی افسوس ماهی ها همه تنگ ها خالی […]

شعر زرد جواد صابر مختاری (ارشان)

شعر
0

#شعر – زرد خیالم امدُ رنگی دگر زد مرا دیوانه رنگی دگر کرد چونان مستان که گیجند ُ مبهوت (حیرانند و مبهوت) مرا مست نگاهی نازنین کرد حضورش دائما لبخند می زد و گرمایش جهانی گرم می کرد گل بلبل همه جمعند ُ مدهوش جهان با این فضا هم حال می کرد در این حال […]

شعر شبی دیگر

شعر
0

بازم شبی دگر شد شعرم دوباره نو شد تصویر تو زیادم همچون پیاله پر شد تا کی به خو بگویی این نیز سهم ما شد ان کس که رفت اکنون سید جزامیا شد تا کی دل غربیبت با یک ترانه دل شد تصویر تو مجاز است جامی دوباره پر شد مستی کجا در این جا […]

آبان 26, 1395 اطلاعات بیشتر