شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

ارشان مختاری, شعر
0

#شعر راز پر رازم پر دردم زمین را گاز می گیرم به خون اغشته ام اما دعای شکر می گیرم **** چقد زندان چقد رندان تمام عالمان نادان در این دنیای پوسیده همه خوشحال در زندان **** دلم خوش بود ماهی هست دل مردم کمی شاد هست ولی افسوس ماهی ها همه تنگ ها خالی […]

آذر ۷, ۱۳۹۵ ادامه مطلب

مستی

ارشان مختاری, شعر
0

مستی خواهم که مست شوم -و- مست کنم نصف جهان را ان نصف دگر را بکشم تا نکنند رند-ی«یه» جان (جهان) را من مست شوم تا نخورم غصه جان را از می بخورم «به-از-این» تا بخورم غصه جان را دیشب به هوای رخ تو دست زدم جام جهان را من مست شدم شانه زدم زلف […]

اسفند ۱۴, ۱۳۹۴ ادامه مطلب