خواب نما عشق قدیمی

داستان, داستان کوتاه
0

خواب نما عشق قدیمی جرج : بیل بیل : بله جرج : هنوز تو فکرشی بیل : فک کنم این صد بار می شه پرسیده باشی خودت که می دونی اون برام از همه چی مهم تر جرج : نمی خوای داستانش رو بگی برام چی شد بیل : راستش سخت خیلی سخت جرج : […]

آذر ۱۸, ۱۳۹۵ ادامه مطلب