شب یلدا

ارشان مختاری, شعر
0

بازم شب یلدا شد هندونه مهیا شد چون شب که رسید و ما در جمع چه غوغا شد در محفل ما یاران حافظ چه معما شد هر کس به نوبت خود خواننده حافظ شد تعبیر نمود هر کس خنده ز همه سر شد تا صبح همگی جمعند ان شب چه مصفا شد ان کس که […]

دی ۴, ۱۳۹۷ ادامه مطلب

خوابم نمیاد

ارشان مختاری, شعر
1

خوابم نمیاد امشب از اون شباس که خوابم نمیاد کلی فکر تو این سرمیاد ولی خوابم نمیاد گاهی به چپ یاکه به راس ، اینوری یا که اون وری بالا پایین ، نه دیگه خوابم نمیاد فکرا همش تو ذهنم این که باید چی بپوشم استین کوتاه استین بلند نه دیگه خوابم نمیاد فردا که […]

تیر ۲۲, ۱۳۹۶ ادامه مطلب

شعر خاطره

شعر
1

شعر خاطره با من خاطره ساختن ، خیلی سخت بهارم رفته ٬ بر نمی گرده نمی دونم کجا ٬ در چه حالی زمانه با دلم بد بازی کرده خدا یا تا به کی ماندن در این دیر دلم پوسید ه ٬ گه ، گله کرده بس است دیگر بودن ، و هستن ترانه هایم ، […]

آذر ۱۳, ۱۳۹۵ ادامه مطلب

شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

ارشان مختاری, شعر
0

#شعر راز پر رازم پر دردم زمین را گاز می گیرم به خون اغشته ام اما دعای شکر می گیرم **** چقد زندان چقد رندان تمام عالمان نادان در این دنیای پوسیده همه خوشحال در زندان **** دلم خوش بود ماهی هست دل مردم کمی شاد هست ولی افسوس ماهی ها همه تنگ ها خالی […]

آذر ۷, ۱۳۹۵ ادامه مطلب

شعر زرد جواد صابر مختاری (ارشان)

شعر
0

#شعر – زرد خیالم امدُ رنگی دگر زد مرا دیوانه رنگی دگر کرد چونان مستان که گیجند ُ مبهوت (حیرانند و مبهوت) مرا مست نگاهی نازنین کرد حضورش دائما لبخند می زد و گرمایش جهانی گرم می کرد گل بلبل همه جمعند ُ مدهوش جهان با این فضا هم حال می کرد در این حال […]

آذر ۵, ۱۳۹۵ ادامه مطلب

شعر شبی دیگر

شعر
0

بازم شبی دگر شد شعرم دوباره نو شد تصویر تو زیادم همچون پیاله پر شد تا کی به خو بگویی این نیز سهم ما شد ان کس که رفت اکنون سید جزامیا شد تا کی دل غربیبت با یک ترانه دل شد تصویر تو مجاز است جامی دوباره پر شد مستی کجا در این جا […]

آبان ۲۶, ۱۳۹۵ ادامه مطلب

عشق مستی .. بی نقطه..

شعر
0

عشق مستی .. بی نقطه.. سرو سالار دلم مصدر اسرار سرم امده سوی دلم طار ادا داری سرم ای که رسوای رسوا دلم گل اوری واسه سرم ای مطرای دلم ای که مسرور سرم رطل اکل سوی دلم سرور هوس سرم طل آمده روی دلم سل امده سوی سرم می رود سار دلم می درد […]

مرداد ۶, ۱۳۹۵ ادامه مطلب

مستی

ارشان مختاری, شعر
0

مستی خواهم که مست شوم -و- مست کنم نصف جهان را ان نصف دگر را بکشم تا نکنند رند-ی«یه» جان (جهان) را من مست شوم تا نخورم غصه جان را از می بخورم «به-از-این» تا بخورم غصه جان را دیشب به هوای رخ تو دست زدم جام جهان را من مست شدم شانه زدم زلف […]

اسفند ۱۴, ۱۳۹۴ ادامه مطلب