شعر خسته قلم

ارشان مختاری, شعر
0

شعر خسته قلم   دل به قلم نمی رود تار شعرم ، نا کوک است ترانه های خط به خط دنیا جملگی دروغ است چه اتشی که سر به سر به بال و جان من زدی نگو که این همه زیان برای تو ، چه خوب است دعا نکرد افاقه ای به سم کشاندی کار […]

اسفند ۳, ۱۳۹۷ ادامه مطلب

شب یلدا

ارشان مختاری, شعر
0

بازم شب یلدا شد هندونه مهیا شد چون شب که رسید و ما در جمع چه غوغا شد در محفل ما یاران حافظ چه معما شد هر کس به نوبت خود خواننده حافظ شد تعبیر نمود هر کس خنده ز همه سر شد تا صبح همگی جمعند ان شب چه مصفا شد ان کس که […]

دی ۴, ۱۳۹۷ ادامه مطلب

شعر دوری

ارشان مختاری, شعر
2

شعر دوری دوری ز من ، من ، ز تو دور م لعنت به این طالع شوم م این فاصله تا سنگ صبور م دیوانه کند عاقل جود م تا کی برم بر سر کوی م تا کی نگرم بر کوزه یار م چهره بنما بر دل سرد م یاری بنما این دل پیر م […]

شهریور ۱۴, ۱۳۹۶ ادامه مطلب

روزای قدیم شعر

ارشان مختاری, شعر
0

روزای قدیم شعر یک روز از اون روزا که هوا افتابی بود گذر چلچله ها از تو کوچه معمولی بود دفتر کاغذ و قلم تو خونه ها ارزو بود عشق عاشقی تو جونا واقعی بود * رفته بودم تو خیابون ، سر جوی ، زیر بارون کوچه مش رمضون ، زیر درخت سیب مون دوتا […]

مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ ادامه مطلب

خوابم نمیاد

ارشان مختاری, شعر
1

خوابم نمیاد امشب از اون شباس که خوابم نمیاد کلی فکر تو این سرمیاد ولی خوابم نمیاد گاهی به چپ یاکه به راس ، اینوری یا که اون وری بالا پایین ، نه دیگه خوابم نمیاد فکرا همش تو ذهنم این که باید چی بپوشم استین کوتاه استین بلند نه دیگه خوابم نمیاد فردا که […]

تیر ۲۲, ۱۳۹۶ ادامه مطلب

شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

ارشان مختاری, شعر
0

#شعر راز پر رازم پر دردم زمین را گاز می گیرم به خون اغشته ام اما دعای شکر می گیرم **** چقد زندان چقد رندان تمام عالمان نادان در این دنیای پوسیده همه خوشحال در زندان **** دلم خوش بود ماهی هست دل مردم کمی شاد هست ولی افسوس ماهی ها همه تنگ ها خالی […]

آذر ۷, ۱۳۹۵ ادامه مطلب

مستی

ارشان مختاری, شعر
0

مستی خواهم که مست شوم -و- مست کنم نصف جهان را ان نصف دگر را بکشم تا نکنند رند-ی«یه» جان (جهان) را من مست شوم تا نخورم غصه جان را از می بخورم «به-از-این» تا بخورم غصه جان را دیشب به هوای رخ تو دست زدم جام جهان را من مست شدم شانه زدم زلف […]

اسفند ۱۴, ۱۳۹۴ ادامه مطلب