شعر خسته قلم

 

دل به قلم نمی رود
تار شعرم ، نا کوک است

ترانه های خط به خط
دنیا جملگی دروغ است

چه اتشی که سر به سر
به بال و جان من زدی

نگو که این همه زیان
برای تو ، چه خوب است

دعا نکرد افاقه ای
به سم کشاندی کار را

چنان که سم بی دوا
برای من ، چه خوب است

نکرد نظر به حال من
که حال من خراب بود

بگفت رفت از این اتاق
که رفتنش سراب است

ترانه های شعر من
به درد من نمی خورد

دو پیک جام کهنه سال
برای من چه خوب است

#ارشان_صابرمختاری
@poemsecom