شعر دوری

شعر دوری

دوری ز من ، من ، ز تو دور م
لعنت به این طالع شوم م

این فاصله تا سنگ صبور م
دیوانه کند عاقل جود م

تا کی برم بر سر کوی م
تا کی نگرم بر کوزه یار م

چهره بنما بر دل سرد م
یاری بنما این دل پیر م

من خسته این دیر و دیار م
من خفته بیدار در این جاده تار م

بس نیست دگر دوری یار م
بس نیست دگر تاری دید م

در خواب که دائم ، انتظار م
در بیداری خود دل نگران م

میرم بنشینم سر کوی م
میرم که ببینم باز ، کوزه یار م

 

 

شعر ، تک وازه ، داستان ، داستانک ، دانستان بلند ، داستان کوتاه

 

نویسنده : ارشان (جواد) صابرمختاری

در صورتی که نقد یا نظری درباره این شعر دارید خوشحال می شم در میان بگذارید

همچنین اگر شعری داردید می توانید ارسال کنید تا با نام خودتان در سایت قرار داده شود

از اعضایی که دست به قلم دارند دعوت می شود تا در سایت همکاری نمایند

 

همچنین از نوشته های زیر هم می توانید بازدید نمایید

 

شعر زرد جواد صابر مختاری (ارشان)

 

 

 

خوابم نمیاد

خواب نما عشق قدیمی

 

شعر خاطره

 

*****************

انجمن سایت نیز به زودی فعال خواهد شد

forum.poemse.com

*****************

در صورت نیاز به پنل اس ام اس از سایت زیر نیز بازدید نمایید

sms.poemse.com

و دیگر امکانات که به زودی فعال خواهد گردید

*****************

منتظر حظور سبز شما عزیزان هستیم

 

 

#شعر
#جواد_ارشان_مختاری
۱۳۹۶/۰۵/۰۳
@poemsecom

درباره ی poemse

مهندس صنایع هستم گاهی طراحی سایت می کنم علاقه زیادی به نوشتن دارم گاهی چند بیتی شعر می گم

مطلب پیشنهادی

شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

شعر راز جواد صابر مختاری (ارشان)

#شعر راز پر رازم پر دردم زمین را گاز می گیرم به خون اغشته ام …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 3 =