شعر خاطره

شعر خاطره با من خاطره ساختن ، خیلی سخت بهارم رفته ٬ بر نمی گرده نمی دونم کجا ٬ در چه حالی زمانه با دلم بد بازی کرده خدا یا تا به کی ماندن در این دیر دلم پوسید ه ٬ گه ، گله کرده بس است دیگر بودن ، و هستن ترانه هایم ، … ادامه خواندن شعر خاطره